صحبت های اکبر عبدی رو راجع به عربها می شنوه و از ته دل قهقه می زنه و میگه دمش گرم. حال عربها رو گرفت. 

وسط صحبتهاش اعلام می کنه اگه جای مسئولین مملکت بود، پنج شش تا موشک به عربستان می فرستاد تا حالشون گرفته بشه و حساب کار دستشون بیاد. 

همیشه میگه باید اینجا جنگ بشه تا اوضاع درست بشه.

با هر پیام بهداشتی- تغذیه ای که تو فضای مجازی به دستش برسه تغییر رویه میده. اینطوری یه روز گیاه خواره، یه روز خام خواره، یه روز معتقده گوشت و پروتئین اصلا نباید حذف بشن و هر روز غذای گوشتی میخوره و یه روز میگه من چیزای شیرین نمیخورم و فرداش میگه من از امروز نمک رو کلاً از غذام حذف کردم! 

اگه تو خیابون یه ماشین ازش سبقت بگیره گویی شخصیتش زیر سوال رفته. فورا باید دوباره از اون ماشین جلو بزنه . اگه راننده خانم باشه که واویلا. مردانگیش زیر سوال میره اگه یه طوری حال اون خانمو نگیره و تن و بدنشو نلرزونه. 

اگه کسی از بدقلقی و لجبازی کودکش گله کنه فوری تز میده بزنش! اینا باید کتک بخورن تا آدم بشن! اما بچه خودشو کسی نمیتونه از شدت لوسی تحمل کنه. 

راجع به همه چی نظر کارشناسی داره. اما وقتی ازش می پرسی این حرفی رو که زدی به چی استناد کردی، جوابی نداره. 

حرف از مطالعه که میشه و بهش کتاب معرفی می کنی میگه من از کتاب خوندن بدم میاد. من اطلاعاتم رو تو اینترنت پیدا می کنم و یادش نمیاد آخرین باری که یه کتاب رو صرفا صفحه زده، کی بوده. 

توی گروه های مجازی خودشو موظف میدونه روزی بی نهایت پیام بده بدون این که حتی وقت کرده باشه متن همه پیامهایی که فوروارد میکنه رو بخونه. 

وبلاگ نویسی که خیلی وقته بی فروغ شده اما این آدم عادت داره هر از گاهی بره پیام های پر از بد و بیراه و انرژی منفی برای وبلاگ نویس ها بذاره و ته دلش غنج بره که عجب حالشو گرفتم . ای ول به خودم. 

این آدم کم و بیش دور و بر همه پیدا میشه. کم هم نیست. من اینا رو نشونه یه نوع فقر میدونم. نه این که جیبش خالی باشه نه. گاهی جیبش خیلی هم پره. این آدم فقر فرهنگی داره .