X
تبلیغات
روزنوشت های گلی - فیلم های پ*و*ر*ن*

 

از قبل از عید تصمیم داشتم یه همچنین پستی رو با این محتوا بنویسم اما یه سری محذورات و معذورات اخلاقی باعث شده بود که امروز و فردا کنم و نوشتن راجع به این موضوع رو به تعویق بندازم . موضوع س*ک*س و مباحث مرتبط به اون هنوز تو اکثر ما ایرانیها تابوست و جزء مسائل روزمره ای است که متأسفانه نه اجازه داریم و نه می تونیم راجع بهش به راحتی حرف بزنیم . من هم تو این جور مسائل اصلاً آدم باز و روشنفکری نیستم و برام خیلی سخت بود که راجع بهش بنویسم اما بعد از کلی سبک و سنگین کردن به این نتیجه رسیدم که گفتنش بهتر از نگفتنشه و شاید نگارش این چند سطر باعث بشه افرادی یا حتی فردی با دید دیگه ای به مسأله فیلم های پ*و*ر*ن* نگاه کنه و عادت خودشون رو تغییر بده. این شد که کلید نوشتن این پست زده شد .

نکته اولی که باعث کنجکاوی و تحقیق من در باب این موضوع شد ، این بود که تو سال ۹۰ متأسفانه دو خواستگار داشتم که حین صحبتهای رایج آشنایی قبل از ازدواج پا رو از تابوهای موجود فراتر گذاشته و مسائل روابط زناشویی رو هم با این استدلال که جزء بسیار مهم و عمده ای از زندگی مشترکه ، مورد مباحثه قرار دادند . تا اینجای کار معقول بود و من مخالفتی با این موضوع نداشتم . حرفشون درست بود و می بایست تا حدودی توقعات طرفین مطرح میشد. تا این که حرفهاشون به جایی رسید که تو فانتزی های س*ک*س*ی شون از همسر آینده شون توقعاتی داشتند که نه از من و نه از خیلی از خانمهای عادی ایرانی برنمیاد . برای این که موضوع رو خیلی باز نکنم فقط اشاره ای داشته باشم که منظور من از توقعات غیر معمول ، روابط ا*و*ر*ا*ل و آ*ن*ا*ل نیست که در حال حاضر خیلی از زوجها این دو نوع رابطه رو باهم دارند. ( هرچند حتی این دو نوع رابطه هم برای من قابل قبول و دوست داشتنی نیست و اونا رو بسیار غیربهداشتی می دونم ). منظور از توقعات غیرمعمول کارهای کثیف دیگه ایه . مسأله دومی که باعث شد این موضوع برام اهمیت مطالعه پیدا کنه حرف های یکی از دخترهای فامیل بود که به تازگی از شوهرش جدا شده. یکی از علت های اصلی جداییشون توقعات غیرمتعارف، کثیف و بعضاً وحشیانه شوهرش حین س*ک*س بوده. نکته سوم هم مسائلی بود که به طور روزانه و روزمره از اطرافیانم مثل دوستام، همکارام، فامیل و ... راجع به مسائل  س*ک*س*ی شون می شنیدم . این مورد سوم بیشتر در قالب تعریف کردن و بازگو کردن اینجور روابط و تجربه های منحصر به فرد بود که با توجه به عجیب و غریب بودنشون برای افراد بعضاً تو جمع های دوستانه مطرح میشه .

همه ما کم و بیش دور و اطراف خودمون دیدیم که ذائقه ها و توقعات س*ک*س*ی زوجین بخصوص آقایون عوض شده و گاهاً از همسر ، دوست دختر و حتی دختری که به خواستگاریش میرن توقعات  س*ک*س*ی دور از ذهن و عجیب و غریب دارند. به طوری که بعضی ها کلاً اصل درست و اساسی رابطه ج*ن*س*ی رو فراموش کردند و به دنبال فانتزی های بی اساس و مسخره هستند. سوالی که در مواجهه با این مسأله برام پیش اومد این بود که افرادی با اینجور توقعات آیا بیماران روانی هستند یا به طور عادی هم انسانها می تونند یه همچنین توقعاتی از شریک ج*ن*س*ی خودشون داشته باشند و از این کار لذت هم ببرند؟! مثلاً آقایی که میخواد روی سر خانمش ا*د*ر*ا*ر کنه یا اون یکی که از خانمش میخواد زیربغلش رو در حالی که شیو نشده و عرقی و بدبوست مزه مزه کنه یا ..... از لحاظ روانی سالمه؟

این سوال رو از استاد روانشناسیم پرسیدم و جواب ایشون بسیار جالب بود. جواب این بود که خیلی هاشون کاملاً سالمند و فقط میخوان چیزایی رو که تو فیلم های پ*و*ر*ن* دیدند، تجربه کنند. استاد گفت خیلی از آقایون و خانما دچار سوء برداشت از این فیلم ها شدند و ذائقه و سلیقه ج*ن*س*ی خودشون رو مطابق الگوهای این فیلم ها عوض کردند. پاسخ استاد باعث شد مطالعه اندکی در این باره بکنم. اکثر سایت های روانشناسی معتقد بودند که فیلم های پ*و*ر*ن*و و اعتیاد به دیدن اونها مضرات زیادی داره. اگرچه در برخی از موارد به بعضی از زوج ها توصیه میشه که برای حل مسائل و مشکلاتشون به همراه هم این فیلم ها رو نگاه کنند.

 نتیجه بررسی هام راجع به تبعات استفاده نادرست و اعتیاد به دیدن فیلم های پ*و*ر*ن* به طور خلاصه اینه:  

اکثر افرادی که مشتری های دائمی فیلم های پ*و*ر*ن* هستند در نظر نمی گیرند کسانی رو که در فیلم می بینند ، در واقع بازیگر هستند و دارند انجام وظیفه حرفه ای می کنند.  حتی ممکن است کاری که افراد در فیلم انجام می دهند، در دنیای حقیقی و زندگی واقعیشون با شریکشون انجام ندهند. در واقع س*ک*س آنگونه که در فیلم های پ*و*ر*ن* دیده می شود، تنها برای سرگرم کردن و تحریک بیننده ها طراحی شده و لزوماً کارهایی که هنرپیشه ها انجام میدهند، کارهایی لذت بخش نیست. اما بیننده ای که این نکات را نادیده می گیرد، مهم ترین و اصلی ترین ضرری که می بیند این است که از س*ک*س توقعات غیر واقعی پیدا کرده و در دنیای حقیقی با مدل سازی غلط هیچگاه با هیچ شریکی احساس رضایت نداشته و ا*ر*ض*ا نخواهد شد. در واقع تعریف او از س*ک*س اشتباه بوده و برای لذت بردن راه درست رو طی نمی کنه پس همیشه ناراضی میمونه.

ببینده های  فیلم های پ*و*ر*ن* تصور می کنند فرمت بدنی بازیگران این فیلم ها مطلوب ترین فرمت بدنی برای لذت بردن از رابطه ج*ن*س*ی است و هات بودن و س*ک*س*ی بودن رو تو این میدونند که هیکل و شکل بدنشون شبیه اون بازیگرها باشه. اینطوری میشه که همواره تلاش می کنند تا خودشون رو به اون فرمت نزدیک کنند. دخترها سعی می کنند بدن هایی لاغر با سینه هایی بسیار بزرگ و ب*ا*س*ن*ی برجسته داشته باشند و پسرها هم به دنبال داشتن بدنی عضلانی و درشت و آ*ل*ت تناسلی بزرگ هستند. این افراد به این فکر نمی کنند که شکل و فرمت بدن بازیگران پ*و*ر*ن الگوی مناسبی برای همه اجتماع نیست و بیشتر مردم فاقد این فیزیک خاص هستند. در نتیجه به ظاهر خود حساس میشن و باور دارند که فرم بدنیشون اصلاً مناسب نیست. اکثر اونها در تلاش دائمی برای نزدیک کردن خودشون به فرمت مربوطه اند که گاهاً غیرقابل دسترسی هم هست و در این روند دچار افسردگی شده و حتی در برخی موارد از استرسی که از بازتاب هیکل خود برای شریکشون دارند، مشکلاتی مثل سرد مزاجی، عصبی بودن و ... نیز پیدا می کنند. این وسط اما صاحبان صنایع پروتز، جراحان زیبایی، جراحان اورولوژی و تولیدکنندگان محصولات دارویی-جنسی به سودهای کلان دست می یابند.

الگوی بد دیگه ای که فیلم های پ*و*ر*ن* ایجاد می کنه، تصویر کردن س*ک*س های گروهی و س*ک*س های ضربدریه که من خودم شنیدم که اخیراً عده ای به دنبال تقلید این عادت غلط براومدن. متأسفانه الگوی اخیر بنیان خانواده ها رو متزلزل کرده و حتی تو روابط کوتاه مدت دوستی هم باعث ایجاد عدم اعتماد و رواج فساد اخلاقی میشه.

نکته آخر افرادی هستند که اعتیاد به دیدن این فیلم ها پیدا کردند. متاسفانه روانشناسان معتقدند دیدن این فیلم ها مثل مصرف مواد مخدر اعتیاد آوره و افرادی که بیش از حد اعتدال این فیلم ها رو تماشا کنند به زودی دچار اعتیاد تماشای اونا میشن. عادت به دیدن همیشگی این فیلم ها باعث میشه به مرور زمان ضررهایی که در بالا بهشون اشاره کردم، به قدری در زندگی فردی شخص نمود پیدا کنه که جزئی از شخصیتش بشه و اون فرد  هیچ وقت و به هیچ وجه نتونه عادات غلط ج*ن*س*ی رو که پیدا کرده، ترک کنه و کم کم تبدیل بشه به یه آدم دچار اختلال شخصیتی و روانی در امور ج*ن*س*ی . یعنی از یه فرد با ذائقه و سلیقه سالم تبدیل بشه به یه بیمار روانی که دیگه نمی تونه به طور عادی با کسی رابطه برقرار کنه یا از رابطه با کسی لذت ببره و همیشه به دنبال راههای نامتعارفه که اغلب از طرف افراد عادی پس زده میشه و این افراد در نهایت از روابط عاطفی طرد شده و تنها میمونند.

پس بهتره که اگر از جمله کسانی هستیم که فیلم های پ*و*ر*ن* تماشا می کنیم، از امروز کمی عاقلانه تر به این مقوله نگاه کنیم. موقع تماشای اینگونه فیلم ها بالغ باشیم و همیشه و همیشه در نظر داشته باشیم که تمام چیزی که پیش روی ماست و داریم تماشا می کنیم تنها یک فیلمه. یک فیلم که مثل همه فیلم های دیگه نویسنده، کارگردان، بازیگر و عوامل تولید داره. همونقدر که برامون خنده داره که بچه ای بعد از دیدن یه فیلم تاریخی جنگی اولین شیء شبیه شمشیر رو که در دسترسش هست برمیداره و کورکورانه و ناشیانه سعی در تقلید از هنرپیشگان و اجرای صحنه هایی رو داره که تو فیلم دیده ، تقلید خودمون از فیلم های پ*و*ر*ن* رو هم مسخره و بی معنی بدونیم. تقلید و تأسی به این فیلم ها کودکانه است و خنده دار. مثل کودکی که بعد از دیدن کشته شدن هنرپیشه، نمی تونه باور کنه با وجود این همه خون و گلوله و ... اون زنده است و واقعاً برای مرگ اون غصه دار میشه!

 نذاریم دنیای تبلیغاتی و بازرگانی ذائقه اصیل و زیبای ج*ن*س*ی ما آدم ها رو به سمتی سوق بده تا بتونه محصولات ج*ن*س*ی، پروتزهای ژلاتینی و قرص های مضر و غیر استاندارد خودش رو به فروش برسونه. چه بسا بسیاری از این نوع فیلم ها با سرمایه گذاری مستقیم و بدون واسطه صاحبان این صنایع ساخته میشن. در واقع اولین کسی که در این بین چه از لحاظ مادی و چه از لحاظ معنوی و چه از لحاظ روحی بیشترین ضربه رو می خوره، خودمون هستیم. چشمامونو باز کنیم. درست ببینیم.

 پی نوشت ۱ : اگه کسانی این متن رو خوندن و از مسائل مطرح شده ناراحت شدند ، ازشون معذرت می خوام .

پی نوشت ۲ : خوشحال میشم اگه کسی با این مسائل مخالفند و نظری غیر از این دارند، این بار کامنتی بذارند و منو مطلع کنند. دلم میخواد نظر اونا رو حتماً بدونم.

پی نوشت ۳ : در حالی که دست راستم رو بالا گرفتم، صادقانه اعتراف می کنم که خودم تا حالا بیننده این فیلم ها نبودم و مطالبی رو که اینجا نوشتم چکیده ترجمه چندین مقاله ای است که در این باره به زبان انگلیسی خوندم. پس امکان اشتباه زیاده .

پی نوشت ۴ : در راستای همین مطلب اون دوستانی که فیل*تر شکن دارن می تونن این مطلب وبلاگ نسوان رو هم که یه جورایی مرتبطه، بخونند .

 

+ نوشته شده توسط گلی در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 و ساعت 14:11 |