همه ما کم و بیش با راننده های تاکسی سر و کار داشتیم ولی نمی دونم چند تامون به حرکات و رفتارهای اونا دقیق شدیم ؟! این صنف زحمتکش به طرز جالبی خیلی از کارا و تمایلاتشون به همدیگه شبیه هست! هفته پیش مسافر بودم و سوار یه تاکسی شدم برای رفتن به راه آهن . مسیر طولانی بود و چون مسافر دیگه ای به تورش نخورد مجبور شدم ماشینو دربست کنم تا به قطارم برسم. جلو نشسته بودم و ۴۰ دقیقه تنها بودن کافی بود تا خوب برم تو نخ کارای آقای راننده . تجربه جالبی بود ولی خیلی وقتا ازونجایی که دیرم شده بود به شدت منو عصبی می کرد.

حالا اون خصوصیات و ویژگی های مشترک :
۱- همشون کلاْ واسه خودشون یه آیین نامه رانندگی و یه سری قوانین دیگه دارن و کاری به مقررات راهنمایی و رانندگی ندارن . هر وقت دلشون بخواد تو هر موقعیتی که باشن این توانایی رو دارن که وایسن . مثلاً دارن وسط اتوبان می رن یه دفعه یکی از مسافرا می خواد پیاده بشه بهش نمی گن اینجا نمی شه اکثر مواقع حتی بدون راهنما زدن یهو می پیچن جلوی ماشینا و نگه می دارن اصلاْ هم کاری ندارن که پشت سرشون ترافیک شده یا ماشینا باید با انحراف به چپ از پشتشون رد بشن. حق تقدم هم تو آیین نامه راننده تاکسی ها جایی نداره سر هر تقاطعی صد در صد حق تقدم با اوناست و به نظر من بعضی موقع ها این طور فکر می کنم که شاید تصور راننده تاکسی ها اینه که صاحب خیابونن آخه هر چی باشه اونا از همه مردم بیشتر تو خیابونا هستن.
۲- مهم نیست که مدل و نوع ماشین چی باشه ولی حتماْ سیستم صوتی باید توپ باشه ! نمونه اش همین آقای راننده ای که الهام بخش این مطلب شد . یه ضبطی داشت مارک پایونیر که هم پورت USB داشت و هم DVD Player داشت و حتی امکان پخش فایل های تصویری ! تا اینجاش مشکلی نبود ولی بعد از این که وارد مسیر شدیم دیدم این آقا هی داره به خودش می پیچه و سر جاش بلند می شه و می شینه و اصلاْ حواسش به رانندگی نیست بعد از چند دقیقه دیدم از یه جایی زیر خودش یه کنترل در آورده و می خواد ضبط روشن کنه . ضبطش رو روشن کرد و باز دیدم داره دنبال چیز دیگه ای می گرده هی بالا هی پایین حتی یه بار نزدیک بود تصادف کنیم . آخر دست دیدم دنبال یه فلاش مموری می گشته و اون وصل کرد به ضبط اما فکر نکنید از اون فلاش چیزی پخش شد . نه ! فلاش فقط وصل شد به پورت تا ما بدونیم که ضبطش این امکانات رو هم داره . پیروزمندانه یه لبخندی زد و از این که یه همچین تکنولوژی رو کشف کرده به غایت احساس خرسندی بهش دست داد. در کنار همه این عملیات در نظر داشته باشید که من دیرم شده بود و دوستام تو راه آهن منتظر بودن و هر لحظه ممکن بود جا بمونم و آقا با خیال راحت داشت امکانات ضبطشو به رخم می کشید.
۳- این یکی واقعاْ ضایعه ولی فکر کنم حقیقته ! با وجودی این که انواع و اقسام سیم کارت یکی بخر دو تا ببر و سه تا هزار تومن و ... مثل آدامس بادکنکی تو بازار فراوون شده ولی باز هم راننده تاکسی ها بسیار زیاد از این که موبایلشون زنگ بخوره یا به کسی زنگ بزنن ٬ شاد می شن. این راننده مورد بحث ما هم بعد از این که از نمایش توانایی ها و قابلیت های ضبطش فارغ شد ٬ موبایلشو در آورد و یه ۵ دقیقه ای هم با اون ور می رفت و حواسش به کارش نبود.
۴- اکثر راننده ها کلاْ خانما رو داخل آدم حساب نمی کنن ! اصلاْ چه دلیلی داره زن تنها سوار تاکسی بشه ٬ اگه شد چه دلیلی داره حرف بزنه ٬ اگه زد چه دلیلی داره جواب بخواد ٬ اصلاْ چه معنی داره زن دیرش بشه یا تنها بخواد بره مسافرت ٬ از همه بدتر زن جماعت چه دلیلی داره ساعت ۲ بعدازظهر با یه کوله کوه ۴۵ لیتری فوق العاده سنگین بخواد بره راه آهن و تازه دیرش هم شده باشه ؟!!! این راننده تا اونجایی که براش میسر بود آهسته رفت می تونم قسم بخورم حتی چند تا چراغ رو این قدر لفت داد تا قرمز شدن .
۵- بیشتر راننده تاکسی ها تو خیلی از زمینه ها صاحبنظرن . دلیلی هم که واسه این خصلت خودشون می آرن اینه که چون ما با همه قشر آدمی در طول روز سر و کار داریم ٬ اطلاعات عمومیمون خیلی بالاست و امان از روزی که بخوان مفت و مسلم این اطلاعات رو در اختیارت بذارن و در حالی که اینقدر دیرت شده که دیگه غیر از صفحه ساعتت چشمت جای دیگه رو نمی بینه ٬ راجع به گرونی خونه و مشکلات اخلاقی جوونا و بدقلقی روزگار برات کنفرانس بدن .
۶- شما رو نمی دونم ولی من فکر می کنم تقریباْ ۹۰ درصد از راننده تاکسی ها دانشجو یا فارغ التحصیلان رشته های پزشکی ٬ حقوق یا مهندسی هستن و بد روزگار باعث شده که انصراف بدن یا مرخصی بگیرن و بیان مسافرکشی یا این که در حال حاضر در مقطع فوق لیسانس رشته علوم اجتماعی دانشجو هستن و برای تکمیل کردن تحقیقات پروژه شون یه تاکسی گرفتن تا بین مردم باشن و خلاصه داستان زندگی همه شون مثل همه . ۴۰ دقیقه که با یک راننده تاکسی باشی خب باید بشنوی که چطور شده که به این روز افتاده و الا اونم این قابلیت ها و توانایی ها رو داشته که مهندس باشه ٬ خوب پول در بیاره ٬ ماشین خوب سوار بشه و لباسای خوشگل بپوشه .
البته اینو بگم که نهایتاْ من از قطار جا نموندم و در آخرین لحظات به دوستام رسیدم !












